تبليغاتX
خودشناسی

خودشناسی

خودشناسی

تحلیل سایت همشهری

سایت همشهری بطور استاندار مطابق سایت های دیگر با یک بنر و لوگوی همشهری در بالای صفحه آغاز شده است. سپس به بخش سربرگ ها می رسیم که افراد را به بخش های مختلف سایت هدایت می کند.

زمینه سایت بطور کلی نوک مدادی و با فونت روشن طراحی شده است. باوجود امکانات بالا سرعت لود صفحه مناسب است. البته صفحه روشن تر می تونست برای یک سایت خبری جلب اعتماد بیشتری بنماید.

در نوار باریک بعد ساعت بروز شدن، آمار بازدید و RSSقرار دارد.

سمت راست بالا زیر نبر اگهی های تبلیغاتی قرار دارند که معمولا منبع درآمد خوبی برای سایت های پربازدید است.

در کنار این بخش آرشیو موضوعی قرار دارد که با کلیلک کردن بر روی هر یک از آیکن ها به بخش خبری خاصی متصل خواهید شد.

در زیر این قسمت لینک هایی برای اتصال به واحدهای مختلف شهرداری وجود دارد.

در زیر این بخش سایر خبرها قرار دارد. از ویژگی های برتر این سایت نسبت به سایر سایت های ایرانی بروز بودن آن است. بطوری که هر چند دقیقه یکبار در حالی مشغول مطالعه سایت هستید صفحه رفرش می شود.

نیمه چپ صفحه شامل بخش های مختلف خبری است که به صورت لینک با سرفصل هایی چون ورزش، حادثه، بورس، مسیر، آموزش، سلامت، کتاب و ادبیات، ایران، اقتصاد و ... جدا شده اند.

برجسته ترین خبر هر بخش با تیتر که به صورت لینک است و لید و عکس در صفحه اصلی آمده است و افراد ابتدای هر لید نیز با زیر موضوع دیگری مشخص شده است. افراد برای مطالعه مطلب بطور کامل کافیست بر روی تیتر کلیک کنند. عکس ها هم بصورت لینک طراحی شده اند. در واقع تامنیل هایی هستند که شما را به عکس اصلی هدایت می کنند. وقتی به بخش اصلی خبر وارد می شوید زمان بروز رسانی، امکان پرینت و مطالب مرتبط برای شما فراهم شده است.

در زیر خبر اصلی هر بخش سایر خبرها فقط در قالب تیترهایی که به صورت لینک طراحی شده اند قرار دارد.

در پایین صفحه سرفصل بندی های کلی تری بصورت سربرگ وجود دارد.

درمنتهای صفحه اخبار مختلف در مورد رویداد برجسته روز به چشم می خورد. مانند جام جهانی در این برهه زمانی.

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم تیر 1389ساعت 16:31  توسط امیدپور  | 

"مارازندگی ساخت ای کاش شمارااندیشه بسازد"
+ نوشته شده در  یکشنبه نهم خرداد 1389ساعت 17:0  توسط امیدپور  | 

انسان ناآگاهانه کلافی به نام زندگی ؛ میل وامید وآرزوها ، ورنج واندوه ومرارت ها ، وستیزوجدال را برای خود ساخته وقرنها دراین کلاف مخرب خودرا با قهروخشونت اسیروزندانی نموده است ، باید این کلاف سرسخت را درهم شکسته وخودرا ازاسارت این زندان رها نمود . تازمانی که ازاین فضای جهنمی آزاد ورها نشویم ، ما گرفتارزندانی هستیم که جز ظلمت وتاریکی نیست . رهایی اززندان ذهن است که چشم انسان را به روشنایی ونور می گشاید ودرک بی واسطه ی حقیقت را برای آدمی امکان پذیرمی نماید

تنها سکوت درون پل ارتباط انسان تا بی نهایت وتا خداست


انسان موجودی شرطی ست وکسی که نسبت به شرطیت خویش وقوف نداشته باشد بازیچه ی بی چند وچون وبی اختیار محتویات ذهن خویشتن است ، تنها کسی که نسبت به این امرآگاهی لازم را داشته باشد می تواند مهاری به ذهن خویشتن زده ودربرابرتمایلات خوب وبد خویش « نفس تمایلات به دلیل مرضی بودنشان درانسان قابل ابهام وتردید وتامل هستند » خودباخته ی ذهن نشود

ذهن پیچیده ترین پدیده ی القایی دروجود آدمی ست که جز قدرت – با طیف وسیع آن - را نمی شناسد وهمین مرکزتوهمی دروجود انسان است که اورا برای به چنگ آوردن وشدن به بهایی بسیارگزاف کورکورانه به جلو پرتاب می کند ، شاید فهم هیچ واقعیتی برای آدمی مهم ترواولی ترودگرگون کننده ترازشناخت ماهیت ذهن درخودش نباشد . ذهن مرکزی تحمیلی وخودساخته دروجود ماست که فقط با قدرت سیراب واشباع می شود وآدمی اگرچشمش به این مرکزکاذب درونی گشوده نشود ، فعل وانفعال وبازتاب ها وعکس العمل های آن را درخود مشاهده نکند اگرفرهیخته ترین اندیشه مند نیزباشد ، این مرکزخیالی درونی ست که وی را دچار سراب فریب نموده وبازی میدهد . این ذهن شرطی ست که آدمی را با هزاران خدعه ونیرنگ وفریب برای استمرارخود به سوی سرابها روانه میکند واورا با هزاران دسیسه توجیه ، وظیفه مند حفظ وبقای خود می نماید . نیازنیست که بخواهیم دربرابراین واقعیت ، سرسختانه جبهه گیری کنیم . جبهه گیری یعنی غرق شدن بیشتردرمردابی که خودمان ناخودآگاهانه برای خود آفریده ایم وناآگاهانه نیزسرسپرده ی این مرداب مخوف می شویم . واقعیت ، واقعیت است وتوسط ما ، تغییرناپذیر است . راه درست این است که واقع بینانه به اعماق وبه پنهان وجود خود رخنه نموده واین موجود زیرک را درخود ببینیم . وبادیدن ومشاهده ی آن ، خودرا ازاسارت وبرده گی این پدیده ی شوم نجات دهیم .


ما ازدنیای دیگری حرف می زنیم ؛ دنیایی بکروناشناخته که دردرون یکایک انسانها به ودیعه نهاده شده وهرکس توانایی کشف آن را درخویشتن دارد . دنیایی که ازتمام تضادها ، وستیزوجدال ورنج وغم ها مبراست ودرآنجا انسان دمادم تازه ترین پدیده هارا کشف می کند . آنجاست که آدمی تازه مفهوم ومعنی عشق را می فهمد وبا کشف عشق ازجهان ارزشی خویش فراترمی رود . آنجاست که زندگی مفهوم واقعی اش را به آدمی نشان میدهد وانسان با رها شدن اززندگی ارزشی به مقامی الوهی می رسد .

اگرچه اغلب واکثریت مردم ازمحدوده ی فکری خویش فراترنمی روند ودرباره ی آن چیزی هم نمی دانند ولی سوال اینجاست آیا مغزانسان توانایی هایی هم غیرازاین توانایی معمول وشناخته شده که همان قدرت تفکرواندیشیدن است دارد یاخیر؟ می گوییم ؛ آری . مغزانسان توانایی های خارق العاده دیگری نیزدارد که آن توانایی شگرف را زمانی آدمی درخویشتن می تواند درک کند وبفهمد وتجربه کند که ازفکرمعمول وشناخته شده فراتربرود . سفربه ماورای فکربرای انسان امکان پذیراست آن هم زمانی که انسان با آگاهی ووقوف کامل به خویشتن حصارفکررا درخود درهم شکسته وازاسارت فکرخودرا رها نماید به فضای دیگری وارد می شود که فضای معمولی نیست . فضایی بکروناشناخته است . دنیایی پاک ومبرای ازتمام انحراف وآلودگی ها ست


جوشش هرفکردرضمیرانسان بطورناخودآگاهانه ، آدمی را اسیرخود میکند . هرقدرسطح آگاهی واطلاعات فرد پایین باشد ویا بالا ، فکر باتمام نشیب وفرازوزیروبم ها وبا تمام بارمنفی ومثبتش « که همه ماحصل همان فکرهستند » یکایک آدمیان را درمحاصره کامل خود دارد . فکری که درآدمی جوشش کرده ووی را دربند خود نگاه می دارد یک فکرسطحی وحباب روی آب است اگرچه آدمی آن را درخود بسیارعمیق ومتعالی بخواند . درمیان تمامی انسان ها هرکس نیزبازتاب فکررا برای خود «وحی منزل» تلقی می نماید ، اما راه رهایی ازفکرسطحی نیز برای انسان وجود دارد .

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم اردیبهشت 1389ساعت 12:26  توسط امیدپور  | 

این مطالب برای کسانی نوشته می شود که اشتیاق وافر آگاه شدن را دارند وبا تمام وجود می خواهند خودرا ازکلاف سردرگم مصیبتی که بشرخودرا درآن گرفتار نموده رها نمایند . واگر برا ی کسانی پرسش باشد : آیا میتوان اززندان مصیبت وتیره روزی که انسان درآن اسیرافتاده است خودرا خلاص ورها نمود ؟ می گوییم . آری . می توان وشرط آن رسیدن به « خودآگاهی » است

ترس ازحقارت وپوچی ست که انسان را ناخودآگاهانه گرفتاردرخت تنومند وستبرهویتی کاذب نموده است وبه آسانی نیزنمی تواند خودرا ازاسارت آن درخت خیالی و توهمی خلاص نماید و سرسختانه برای حراست ازخود ، عمرش را قربانی حفظ آن درخت موهوم وخیالی می کند

انسان موجودی ست ازاد ، چون پرنده ، چون با د وچون ابر اما آن ازادی که انسان برا ی خودش دربند وحصارمعین می کند ومی آفریند آزادی انسان نیست بلکه فضای تناقض وتضاد ومشاجره ی اوست . آزادی واقعی را هرانسانی باید درخویشتن کشف نماید . آزادی تعیین شده ی بیرونی آزادی دیگران را نقض میکند وبرای آدمی مرز می سازد . اما آزادی درونی انسان ودیعه ایست که تمام انسان ها دراین آزادی یکی هستند . باکاوش عمیق درخویشتن است که انسان به آزادی واقعی دست می یابد

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم اردیبهشت 1389ساعت 12:25  توسط امیدپور  | 

گران بهاترین ارمغان انسان با خودشناسی رسیدن به آرامش ا ست که ازتمام تنش ها واضطراب ودلهره وبیم و نگرانی ها انسان خودرا با شناخت واقعی خویشتن است که برای همیشه رهایی میدهد
+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم اردیبهشت 1389ساعت 12:23  توسط امیدپور  |